فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
ღحـــرفــ هـــایــــ تــهـــ دلــــღ




























ღحـــرفــ هـــایــــ تــهـــ دلــــღ

 

من نه عاشق بودم


و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من


من خودم بودم و یک حس غریب

که به صد عشق و هوس می ارزید


من خودم بودم دستی که صداقت می کاشت


گر چه در حسرت گندم پوسید


من خودم بودم هر پنجره ای


که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود


و خدا می داند بی کسی از ته دلبستگیم پیدا بود


من نه عاشق بودم


و نه دلداده به گیسوی بلند


و نه آلوده به افکار پلید


من به دنبال نگاهی بودم


که مرا از پس دیوانگیم می فهمید

آرزویم این بود

دور اما چه قشنگ


که روم تا در دروازه نور


تا شوم چیره به شفافی صبح


به خودم می گفتم


تا دم پنجره ها راهی نیست


من نمی دانستم


که چه جرمی دارد


دستهایی که تهیست

و چرا بوی تعفن دارد


گل پیری که به گلخانه نرست


روزگاریست غریب


تازگی می گویند

که چه عیبی دارد


که سگی چاق رود لای برنج

من چه خوش بین بودم


همه اش رویا بود

و خدا می داند

سادگی از ته دلبستگیم پیدا بود


برچسب‌ها: پست ثابت
نوشته شده در شنبه 22 بهمن1390ساعت 13:37 توسط مریم

دوســــتت دارم هـــای یک مــــــرد رو

 


زمـــــانی بــــاور کـــــن کــه دورش شــــــلوغ باشد

 


نه وقــــــــتی تنهـــــای تنــــهاس!

نوشته شده در پنجشنبه 15 خرداد1393ساعت 17:46 توسط مریم|

هیچ گآه و بـפֿـآطر هیچ کس دست از ارزش هآیت نکش !



چوטּ زمآنـے کـﮧ آטּ فرد از تو دست بکشد



تو مـے مآنـےُ یک "مـטּِ " بـے ارزش. . .!



نوشته شده در چهارشنبه 24 اردیبهشت1393ساعت 15:59 توسط مریم|

خیلی مواظب باش!!!


اگه باشنیدن صداش دلت لرزید…

اگه از بدی هاش فرار نکردی و موندی…



دیگه تمومه…!!!


اون شده همه ی دنیـــــــــــــــــــات ♥

نوشته شده در جمعه 15 فروردین1393ساعت 20:6 توسط مریم|

خدایا!


این بند دل آدم کجاست؟


که گاهی با…

یک  اسم


یا حضور یک نفر


و یا با یک لبخند “پاره” می شود

نوشته شده در پنجشنبه 26 دی1392ساعت 19:58 توسط مریم|

گاهی از دوست داشتن زیاد خفه خون میگیری تا طرف زندگیشو بکنه


خفه خون میگیری با یکی دیگه حالشو ببره


خفه خون میگیری بذاری به جای دستهای تو دستای اون رو بگیره


خفه خون میگیری عاشق کس دیگه ای بشه


و تو همه ی اینارو پشت نوشته هات ریز ریز گریه کنی


خفه خون میدونید چیه؟


خفه خون یعنی همین حالای من که حرف هات داره مغزم رو منفجر میکنه


یعنی دیدنت وقتی یکی دیگه تو بغلته..


یعنی خودخوری های من وسط این همه خاسته نشدن


وسط این این همه گریه نه دستم بجایی بنده


نه صدایی ازم بلند میشه


خفه خون یعنی این...

نوشته شده در دوشنبه 23 دی1392ساعت 0:42 توسط مریم|

باز امشب شب یلداست، اگر بگذارند

بـزم در مـیـکـده برپـاست، اگر بگذارند


چشم بد دور، عسس هم سر عقل آمده است


مـست از سـاغـر و صـهـبـاسـت، اگر بگذارند


گوش شیطان کر اگر عشق مدد فرماید


نـوبـت چـلـچلی مـاسـت، اگر بگذارند


نوبتی باشد اگر، گردش این چرخ و فلک


نوبـت گـردش میـنـاست، اگر بگذارند


نوشته شده در جمعه 29 آذر1392ساعت 12:8 توسط مریم|

در روزهـــای برفی




جـــــای خـــــــالی آدم هــــا ،




بزرگــــــــــــتر مـــی شـــــود!!!

نوشته شده در چهارشنبه 20 آذر1392ساعت 21:3 توسط مریم|




به فصل دو نفره نزدیک میشویم .....



طلب صبر برای یک نفره ها ........

نوشته شده در شنبه 2 آذر1392ساعت 12:24 توسط مریم|

هردم به گوشم میرسد آوای زنگ قافله


این قافله تاکربلا دیگر ندارد فاصله


یک زن میان محملی اندر غم و تاب و تب است


این زن صدایش آشناست ای وای من این زینب است



نوشته شده در پنجشنبه 23 آبان1392ساعت 16:45 توسط مریم|

حــــتـــی اگـــر “خـــدا” فرستـــد



بــاران اســیــدی… برای تــطهـیـرت



بــرف و پـــاکــی …. بــرای تـشبــیهت



محـــمد و عیــسی …. بــرای تضـمـینت



یا کــه شیــطان را … برای تقصیــرت



دیـــگر تمــام شــــد ….



“خــــــــــراب شــــــــد تـــصویـــــــرت”…. !


 

نوشته شده در چهارشنبه 27 شهریور1392ساعت 20:32 توسط مریم|


آخرين پست ها
»
» زمـــــانی بــــاور کـــــن کــه دورش شــــــلوغ باشد
» تو مـے مآنـےُ یک "مـטּِ " بـے ارزش. . .!
» اون شده همه ی دنیـــــــــــــــــــات ♥
» بند دل
» خفه خون یعنی این...
» شب یلداست
» جـــــای خـــــــالی آدم هــــا
» فصل دو نفره
» این زن صدایش آشناست ای وای من این زینب است
Design By : Pars Skin


كد ماوس